بخوانید

 

آمار بازدید سایت

3658424
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
کل روزها
1565
5823
6554
29492
73806
131934
3658424

پیش بینی امروز
2520


IP شما:54.226.172.30
08 ارديبهشت 1395

کابوس مرگ درختان کابوس بچگی های من

این مورد را ارزیابی کنید
(15 رای‌)

باغ – باغشهر - باغ ملی - باغ ایرانی و میراث طبیعی واژه هایی است که امروزه از رسانه ها و خبرگزاریها مدام به گوش می رسد....

 

به نظر من در برابر همه ی این واژه ها فقط یک واژه وجود دارد آنهم فناست 

فنا و نابودی ....

نابودی و مرگ طبیعت که همانا نتیجه ای جز مرگ انسانها در پی ندارد .

سالهای بچگی خوب یادم هست که خیابان غفاری و حتی به گواه بزرگترها خیابان سعدی گناباد درختان توت در آغوش هم سایه ساری ساخته بودند که هر رهگذری را وادار به قدم زدن و شادی و شعف خاصی می نمود .

رقص برگهای زیبای توت با نسیم باد و تلالو نور خورشید از میان برگها مرا که هفت هشت ساله بود وادار به دویدن و آواز می کرد . 

ولی....

صبحی همچون صبحهای پر از انرژی بهاری و نوجوانی وقتی کفشهای فوتبالی سفیدم را پوشیدم و مطابق هر روز به خیابان غفاری رسیدم صحنه ای دیدم که سالهاست کابوس همیشگی زندگیم شده است... 

باورم نمیشد راه را اشتباه آمده ام ؟!

اینجا خیابان غفاری گناباد یا همان شریعت خودمان هست؟!

نه اینجا اصلن گناباد نیست ؟!

بیشتر که دقت کردم و سایر نشانه های خیابان را که دیدم فهمیدم راه را درست آمده ام ولی کاش راه را اشتباه آمده بودم و کاش این همان خیابان نبود!!

چشمهایم را مدتی بستم و خیابان را پر از درختان و پر از سایه ها و عشق بازیهای امواج خورشید با درختان توت متصور کردم و... و حالا دوباره چشمهایم باز است ولی چیزی جز جسدهای بی جان درختان تنومند در اطراف خیابان و گرمای سوزان آفتاب نبود...

سرم را کمی بالاتر بردم ... به طرف خورشید ...

چشمانم خود بخود از شدت نور بسته شد و در عالم بچگی صدای قهقه های زشتی را شنیدم که هنوز که هنوز است کابوس زندگی ام شده است .

از آن کابوس ... سالها می گذرد من شاهد قد کشیدن و به ثمر رسیدن نهالهای تازه هستم ...

به نظر شما چندین سال در شهری کویری با دوره ی رشد محدود باید بگذرد تا درختان بار دیگر عاشقانه یکدیگر را در بالای خیابان  های شهر بغل کنند؟!!

 چه کسی یا کسانی باید مراقبت و نوازش این سفیران حیات را به عهده بگیرند؟!!

چه نهادی باید برایشان بودجه و هزینه نماید ؟!!

همشهریان ،مردم عزیز گناباد ، ساکنین خیابانهای قدیم و جدید شهر، مسئولین

 بازهم درختان شهرمان یکی یکی ناکام و عاشق نشده جوانمرگ می شوند....

چرا خاموشید؟!

چرا بی تفاوتید ؟!

چرا...چرا...؟!

نگذارید بچه هایمان به کابوس ما دچار شوند....

دکتر محسن دانا

 

( 1549 بازدید)

نظرات منتشر شده (4) تعداد نظرات در صف انتظار (0) تعداد نظرات غیر قابل انتشار (1)

  • .

    احسنت.
    نیاز نیس درخت بکارم. خواهشا به بچهه ما اموزش دهم که و گلا و درختا دست نزنن و شاخه هار مشکنن بنظرم همه چی خودش حل مشه.
    هیچه ازاردهنده تر از ای نه که مبینی یک پدر یا مادر در کمال خود خواهی دره بره بچش از کوچه و خیابان گل وامکنه...
    فرهنگ فرهنگ فرهنگ ...79007

  • reza

    در پاسخ به: .

    با سلام جناب آقای دانا لطفا بخش ثبت نظرات را اصلاح کنید ، کسی که میخواهد نظرش را ثبت کند ،بعد از زدن دکمه ثبت نمی فهمد نظرش ثبت شده یا نه!

  • hamid

    بخدا اگر هر گنابادی تنها یک درخت در سال بکارد ، اگر فرهنگ درختکاری رواج پیدا کند ، اگر وقف و نذر مان درختکاری هم باشد ، کاری می شود کارستان ، هوا ، زمین و شهرمان جانی تازه خواهد گرفت

  • r

    این خیابان باز هم در معرض تعریض است و باز کابوس تکرار خواهد شد.خدا نیامرزد مسئولینی را که فقط حداکثر شاید یک دهه را ببینند و نتوانند برای نیم یا یک قرن برنامه ریزی کنند!!!

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0 / 2000 محدودیت حروف
متن شما باید کمتر از 2000 حرف باشد
نظر شما پس از تأیید مدیریت، منتشر خواهد شد.

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

اخبار ویژه

آخرین اخبار

Please publish modules in offcanvas position.